تبليغاتX
یک اهری و اتفاقات ساده
یک اهری و اتفاقات ساده
- - -

تنها یک کلمه ، برای فهمیدن ِ عمق عشق کافیست . جمله ، برای کار دیگریست .
87/05/12
عَرَق خور - از مینی مال هام - پنج
   امنیت

اول زن تکیده و پیرش وارد اتوبوس شد و بعد عصای خرمایی اش و خودش که پیر مینمود . وقتی دید همه صندلی ها پر است . با صدای لرزان اما بلندش گفت:  توی این اتوبوس٬ عرق خوری پیدا میشود تا این ناموسمون رو بهش بسپاریم .

 مردی با موهای سرتاسر سپید٬  از ته اتوبوس بلند میشود 

+ نوشته شده 21:29 توسط صادق اهري.