تبليغاتX
یک اهری و اتفاقات ساده
یک اهری و اتفاقات ساده
طنزک - تلخک - شعرک و روزمره
86/05/18
تلخك
در شب به انتظار نشسته بودم

که خروسك يا مردانگي ات را نشانم دهي

شكلاتي يا با طعم توت فرنگي

گاهي هم بستني و یا باز کردنی!" از نوع برفهاي مانده بر روي كوههاي بُز كُش يا قوشا داغ "

ويا حتا " كليمانجارو "

كه هي ميمالند و هي دوره اش ميزنند كه سردي كوه را

انتقال دهند به فرزندي كه دوست دارد

بستني طبيعي بخورد با نتيجه مثبت .

صداي اذان صبح آمد

گورها كنده شده بودند

و تو راست راست ٬ در توي توي حقيقت ام راه ميرفتي

نفهميدم كي اين موضوع را فهميدم

كه" آدمي" تفاله منقار كركس است

معذرت!

 

+ نوشته شده توسط صادق اهري.
اینم آمار خروجی و ورودی و قس علیهذا