که خروسك يا مردانگي ات را نشانم دهي
شكلاتي يا با طعم توت فرنگي
گاهي هم بستني و یا باز کردنی!" از نوع برفهاي مانده بر روي كوههاي بُز كُش يا قوشا داغ "
ويا حتا " كليمانجارو "
كه هي ميمالند و هي دوره اش ميزنند كه سردي كوه را
انتقال دهند به فرزندي كه دوست دارد
بستني طبيعي بخورد با نتيجه مثبت .
صداي اذان صبح آمد
گورها كنده شده بودند
و تو راست راست ٬ در توي توي حقيقت ام راه ميرفتي
نفهميدم كي اين موضوع را فهميدم
كه" آدمي" تفاله منقار كركس است
معذرت!