تبليغاتX
یک اهری و اتفاقات ساده
یک اهری و اتفاقات ساده
- - -

تنها یک کلمه ، برای فهمیدن ِ عمق عشق کافیست . جمله ، برای کار دیگریست .
85/11/25
جاليز

...

پای به جاليزی گذاشته اي که از آن ِ تو نيست

دير يا زود ٬ در می يابی که رسوا شده ای .

با پای برهنه 

 راه آمده را بازگشتی چنان دشوار است

 که گويی بميری و دوباره زندگی آغاز کنی.

با برگهای ريخته

 سخن از سبزه گفتن 

مفهوميست که دير زمانیست 

معنی خويش از کف وانهاده است

و دوريست که شاید رويايی باشد

 يا وهمی در آتيه ای بی انتها.

 

قدم از قدم ميگُسَلَم 

و سربه عقب برميگردانم  

آه ٬ راه بازگشتی نمانده است

يا رودر رو

 پناهگاهی که گرمم کند ٬ ويا دلداري ام دهد .

تنها سنگی پيش پاست !

 و چيز ديگري به ديده ات نظاره گر نميباشد .

يا به اکراه ٬ سر به سجده بايد برد

يا رهائی ات را ضمانتيست ٬ اگر سر بر آن کوبی

ديگر نه پرسشی و نه پاسخی ! 

آب رفته را به جوی بر نميگرداند .

 ۱۸ آذر ۸۳ - صادق

 

+ نوشته شده 2:10 توسط صادق اهري.