دونه های گندم
جیک جیک مستون
گنجشکای مظلوم
برفِ همراهِ بارون
سختی سرما
ناله درختا
یا رحیم ! و یا کریم !
یاکریمای ناز
نونای خشک
آدمای بیمار
پیر
آدمای پشت دیوار
خیابان لومبارد . واجب نیست از هر چیزی سر در آورد

آرمانخواهی در این باغ بزرگ
درختی را مانسته است که بزرگ میشود
و اندک اندک ریشه به سنگ میساید .
درخت را بکَنیم یا سنگ را آب کنیم
کدام ؟

رضا فرمند شعر زیبایی را سروده اند بنام ارسباران که چون هم شعرش زیبا بود و هم ارسبارانی ! تصمیم گرفتم آنرا به یادگار در اینجا بیاورم . دستت درست آق رضای عزیز . یِکّم
دوم اینکه : عکس فوق تزئینی است و یا این عکس نشانگر معصومیت کودکانه است را نیز نمیدانم . ایشان "فرحان خان" هستند فرزند ذکور اسماعیل خان ! دوس دارن همیشه قُمپُوز در بکنن . ما هم مشتری پَروپاقُرصشیم ! و هی تِلِک تِلِک برایش دیافراگم باز و بسته میفرمائیم
سه : در این مکان مقدس و با زبان الکن از تک تک دوستانیکه در پست قبلی ام روادید صادر فرمودند که آستان بوس درگاه منزلشان شویم خاضعانه سپاسگزاریم. این یک تست رفیق یابی وبلاگی بود که ابداع فرموده بودیم تا هَفَممون شود که اگر روزی روزگاری گذر پوست نازک مان به دباغخانه بیوفتد و نمک مالی نیاز داشته باشد آدرس را مشتبه نگیریم .
چار : ما برای مراسم عروسی داداشِ "منزل بانو" تهران تشریف داشتیم جای دوستان خالی٬خیلی هم خوش گذشت.برقرار باشین رفقا.کلی هم چاکریم به علی !
پنج : پنج انگشت دست آدمی که به یک اندازه نیست .
شیش : "شیش " به زبان ترکی یعنی " سیخ " ! کو تا شیش٬ کباب بره همراهش باشد یا جوجه کباب
و اما :
عروس ارسباران
بعلت طولانی بودن شعر آنرا در ادامه مطلب بخوانید .
"آزادی" می میرد
به زمانی که هنوز
"بیداری" را به تناسب تجربه نکرده باشیم .
که خروسك يا مردانگي ات را نشانم دهي
شكلاتي يا با طعم توت فرنگي
گاهي هم بستني و یا باز کردنی!" از نوع برفهاي مانده بر روي كوههاي بُز كُش يا قوشا داغ "
ويا حتا " كليمانجارو "
كه هي ميمالند و هي دوره اش ميزنند كه سردي كوه را
انتقال دهند به فرزندي كه دوست دارد
بستني طبيعي بخورد با نتيجه مثبت .
صداي اذان صبح آمد
گورها كنده شده بودند
و تو راست راست ٬ در توي توي حقيقت ام راه ميرفتي
نفهميدم كي اين موضوع را فهميدم
كه" آدمي" تفاله منقار كركس است
معذرت!