

آگهی تبلیقاتی !
گروه موسیقی روح افزای آذربایجان ( یک گروه روح افزای اصفهانی هم داریم ظاهرن ) قرار است در تاریخ سی ام آبان و یکم آذر ماه در شهرستان اهر اجرا داشته باشد . اگر اهل موسیقی هستید و دستگاه " همایون " با مذاقتان سازگار است . از دستش ندهید . غنیمت است دیگر
اگر خدای ناکرده چشمتان ضعیف بوده و نیاز به عینک و لنز دارین و از اطلاعیه بالا که سایزش بخاطر در هم نریختن قالب وبلاگ کوچک شده ، رها شوید و به اصل مطلب برسید . لطفن تصویر اطلاعیه در سایز بزرگ را در اینجا مشاهده فرموده و از کم و کیف کار با خبر شوید . شومیز و در قطع وزیری !

گروه کوهنوردی یاشیل قره داغ - سایز بزرگ تصویر

اورمان

منظره اورمان و یک جاده - در سایز بزرگ

پل خدا آفرین بر روی رودخانه ارس مرز ایران و شوروی سابق!
تصویر زیبا و قدیمی پل خدا آفرین را اینجا و در سایز بزرگ ببینید

جنگل ازنا عکس در سایز بزرگ

عکس بسیار زیبای این روستا را بنام " وینه " در سایز بزرگ ، اینجا مشاهده کنید.

قوشا آغاج (دو درخت) در سایز بزرگ و کلیسای روستای وینه در سایز بزرگ را حتمن ببینید!

سایز بزرگ محراب کلیسااینجاس و همچنین سایز بزرگ من و مرز اینجاس
اختتامیه پائیزی رااینجا ببینید . امیدوارم لذت برده باشید .
با تشکر از دوست عزیزی که این تصاویر زیبا را از منطقه جنگلهای ارسباران(قره داغ) در اختیارم نهاده است. اینم آخرین عکس از خود رفیقمان که در اینجا منتظرتون میباشد
جای خالی دکتر حسن اهری در سریال " روزگار قریب "
ششم آبان آخرین قسمت سریال ۳۶ قسمتی "روزگارقریب"که به کارگردانی"کیانوش عیاری"در مرکز سیما فیلم تهیه شده بود،از شبکه سه سیما پخش شد. سریالی به معنای واقعی کلمه"زنده و پویا و هنری"به شرح زندگی بزرگ مردی از عرصه علوم پزشکی پرداخت تا الگویی برای جامعه پزشکی ما معرفی گردد.این سریال بخوبی از عهده معرفی رفتار و منش دکتر قریب، پزشک برجسته و فداکار و انساندوست بر آمد و هنرمندان متعهد کشورمان،نقش های خود را در حد بسیار ایده آل ایفا کردند. خداوند ابواب جمعی آن سریال را در پناه خود محفوظ بگرداند.
اگر کارگردانی و بازیگری و ... این سریال را با سریال"شهریار"به کارگردانی کمال تبریزی مقایسه کنیم، باید بگوییم نسبت به استاد شهریار اجحاف شد و در بعضی قسمتهای سریال حتا توهین هم گردید! بگذریم ، سریال "روزگارقریب"به زیبایی از روزگار دکتر محمد قریب سخن گفت و صحنه ها آفرید و وقایع مختلفی را بازخوانی کرد. در این سریال و بطور مشخص در پیش درآمدهای آن، تعدادی از دوستان و شاگردان و منسوبان دکتر قریب، به ذکر خاطراتی از وی پرداخته و گوشه هایی از خدمات و صفات برجسته ی دکتر قریب را روایت کردند و زیبا هم گفتند،لیکن آن چه که برای آشنایان به زندگی دکتر قریب خصوصا به ما اهری ها موجب شگفتی و نا باوری گردید، جای خالی دکتر حسن اهری، دوست محبوب و نزدیک و خوب و همکار دکتر محمد قریب(۱)در این سریال بود! حتی در "پیش درآمدها"که مصاحبه با شاگردان و دوستان دکتر قریب بود ، هرگز مصاحبه ای با خانواده ی دکتر حسن اهری بعنوان اولین و نزدیک ترین یار و همکار دکتر قریب انجام نگرفت !
بی توجهی کارگردان را چگونه میتوان توجیه کرد؟ در همه کتابها و اطلاعات مربوط به دکتر قریب، از دکتر حسن اهری بعنوان همکار و یاور صمیمی دکتر قریب ، در نگارش وچاپ کتاب"مشکلات طب کودکان"در سال ۱۳۳۵و احداث بیمارستان مخصوص کودکان یاد شده است . در احداث این بیمارستان همه کارهای مربوط از قبیل ٬ پیگیری و نامه نگا ری و جمع آوری کمکهای مالی ، خریدلوازم و در نهایت ساخت و ریاست آن به عهده دکتر حسن اهری بوده است. دریغ و تاسف که مرگ زودرس دکتر اهری در سال ۱۳۴۹ میان او و آرزوهایش فاصله انداخت و دکتر قریب بعد از فوت دوست محبوبش ، ریاست بیمارستان مرکز طبی کودکان را بر عهده گرفت(۲)
راستی بی توجهی دستیاران کارگردان را چگونه میتوان توجیه کرد؟ جالب اینکه یکی از آنها از هنرمندان جوان اهری است! کیانوش عیاری نویسنده و تهیه کننده و کارگردان این سریال بوده است و لذا بی توجهی او هرگز قابل توجیه نیست.

دکتر حسن اهری ، خود میتواند دستمایه ی ساخت سریال و فیلم باشد. او بنیانگذار اولین بیمارستان فوق تخصصی کودکان در ایران بود . او که اولین مجله علمی بیماری های کودکان را در ایران منتشر کرد، اوکه در آکادمی متخصصان اطفال آمریکا عضویت داشت، او که مدیریت انستیتو بهداشت و بیماریهای کودکان را عهده دار بود او که ...(۳)
با اینهمه سابقه و کارنامه درخشان ، آیا واقعا جای خالی او در سریال " روزگار قریب" احساس نشد؟ و باز آیا نام این دانشمند بزرگ اهری در دیار مادری خویش غریب نمانده است؟ نام میدانی ، نام خیابانی ، نام دانشکده ای و ...
من این گلایه پیش که گویم ، کجا برم
کز خیل ناموران ، نامور ترم !

پی نوشت:
۱) از کتاب محمد قریب نوشته فرهاد حسن زاده ، نشر مدرسه ، تهران ۱۳۸۶ صفحات ۴۸ و ۶۶
۲) همان ، صفحات ۶۶ و ۶۷
۳) وب سایت بیمارستان مرکز طبی کودکان در این آدرس و وب سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران - گروه کودکان در اینجا
---------------------------------------
برگرفته و گزارش شده عینن از نشریه منطقه ای گویا . شماره ۸۶ - ۱۵ آبان - ۱۳۸۷ - حسین دوستی
زندگینامه دکتر قریب را هم اینجا خوانده و از روابطش با دکتر اهری را مطلع شوید.
ایران - بکش جلو

ترکیه - بکش عقب

راه سوم یا فرا راه

میتوانید خودتان را اینطوری از مشقات زندگی ، رها سازید

روزي اسب كشاورزي داخل چاه افتاد . حيوان بيچاره ساعت ها به طور ترحم انگيزي ناله مي كرد.
بالاخره كشاورز فكري به ذهنش رسيد . او پيش خود فكر كرد كه اسب خيلي پير شده و چاه هم در هر صورت بايد پر شود . او همسايه ها را صدا زد و از آنها درخواست كمك كرد . آن ها با بيل در چاه سنگ و گل ريختند.
اسب ابتدا كمي ناله كرد ، اما پس از مدتي ساكت شد و اين سكوت او به شدت همه را متعجب كرد . آنها باز هم روي او گل ريختند . كشاورز نگاهي به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه اي ديد كه او را به شدت متحير كرد.
با هر تكه گل كه روي سر اسب ريخته مي شد اسب تكاني به خود مي داد ، گل را پا يين مي ريخت و يك قدم بالا مي آمد همين طور كه روي او گل مي ريختند ناگهان اسب به لبه چاه رسيد و بيرون آمد .
زندگي در حال ريختن گل و لاي برروي شماست . تنها راه رهايي اين است كه آنها را كنار بزنيد و يك قدم بالا بياييد. هريك از مشكلات ما به منزله سنگي است كه مي توانيم از آن به عنوان پله اي براي بالا آمدن استفاده كنيم با اين روش مي توانيم از درون عميقترين چاه ها بيرون بياييم .
برگرفته از یک ایمیل
چه کسی کبوتر را به منقارش شاخه زیتونی نهاد تا نماد صلح و آشتی باشد؟

بیچاره کبوترای جاسوس و بدبخت تر ، آدمی
شال و کلاه میکنم
حیاطمان خالی از احساس تابستان است
کلاغکی روی درخت گردومان که از نسل اسرائیلیست ، متاسفانه!
دارد دزدی میکند
از جنگ مینویسم و چه بد
هوا ابریست
مزه سیر و کشک بادمجان لابلای دندانهایم بوی ترشیده ای گرفته اند
اخبار یکطرفه از تلویزیون گوش آزار است
جمعه شب برای دوستی بنزین مازادم را فروختم
لیتری صدوپنجاه تومان
بیست و یک لیتر زد و سه هزار و یکصد تومان کاسب شدم
بی هیچ زحمت و دردسری
آدم با طرحهای دولتش میتواند اینطوری هم حال کند
آن شب جمعه بود
امروز ، روز دیگریست
شال و کلاه میکنم
استارت ماشینم بسیار قویست
در سرما هم خوب روشن میشود
راه می افتم
با اینکه هنوز با رسم و راه زمانه بیگانه ام
راستی، مفهوم آدمی و انسان چیست؟
1827 فرانسه- اصطبل و کبوترخانه : این تصویر مبهم یکی از نخستین عکسهای گرفته شده به وسیله آدمی است. مخترع فرانسوی به نام نيسهفور نيپس Nicéphore Niépce و برادرش کلود از سال 1793 ، روی روشهای مختلف عکسبرداری کار میکردند. آنها چون مواد حساس به نور مناسب نداشتند ، مجبور بودند زمان نوردهی را بسیار طولانی کنند. به عکسهای اولیه آنها را هلیوگرام میگفتند و زمان نوردهی این عکسها ، 8 ساعت بود. این عکس گرچه نخستین عکس گرفته شده نیست ولی قدیمیترین عکس به جامانده از این مخترع فرانسوی است:

عکس در سایز بزرگ اینجاس
1855 - جنگ کريمه : راجر فنتون Roger Fenton را میتوان یکی از نخستین عکاسان جنگ دانست. او در سال 1855 با دشواری فراوان و در حالی که با بیماری وبا مبارزه میکرد و درد دنده های شکسته را تحمل میکرد ، وسایل عکسبرداری را بر پشت اسبها به مناطق جنگی کریمه برد و 350 عکس از این جنگ گرفت. ولی نه ملکه انگلیس و نه دیگر پشتیبانان مالی وی حاضر نشدند عکسهای وی را از اجساد و تآثیرات مخرب جنگ را ببینند:
عکس در سایز بزرگ اینجاس
نخستين عکس اشعه ايکس گرفته شده از انسان: این عکس تصویری است از دست و حلقه ازدواج ويلهلم کنراد رونتگن. شخصی که نخستین بار متوجه شد با اشعه ایکش ساطع شده از سیانید باریم ، میتوان داخل بدن را مرئی کرد:

عکس در سایز بزرگتر اینجاس
17 دسامبر 1903 : اورویل و ویلبر رایت دو مکانیک دوچرخه ، برای اولین بار در آمريكا پرواز کردند. گرچه پرواز اول فقط 12 ثانیه طول کشید ولی آغازی شد برای تحولی جدید:

عکس در سایز بزرگتر اینجاس
1910 –انگلستان : لوئيس هاينه Lewis Hine با عکسهایش همان کاری را انجام داد که چارلز دیکنر با رمانهایش. هاینه با سفر به مناطق مخالف کشور عکسهایی از زندگی دشوار کارگران کودک گرفت. در این عکس گروهی از کارگران کودک دیده میشوند که کارشان جدا کردن زغالسنگ از خرده سنگها است:

25 مارس سال 1911 : صاحبان یکی از کمپانیهای تولید لباس زنانه در نیویورک همیشه درهای واحدهای تولیدیاش را قفل میکرد تا مطمئن شوند زنان جوان مهاجر محل کار را ترک نمیکنند و چیزی نمیدزدند. وقتی در طبقه هشتم این کارخانه آتشسوزی به راه افتاد ، در عرض تنها 30 دقیقه ، 146 کارگر مردند. بسیاری از کارگران خود را از بالا به پایین پرت کردند. این حادثه باعث شد توجه بیشتری به امنیت واحدهای تولیدی شود:

1923 : کمال آتاتورک بنيانگزار تركيه نوين: او كه شيفته فرهنگ غرب بود حجاب را براي زنان عثماني منسوخ و براي اولين بار با همسرش كه بدون چادر در ملاعام ظاهر شده بود عكس گرفت. كاري كه دقيقاً چند سال بعد الگوي رضا شاه در مبارزه با چادر در ايران شد.

21 ژانويه 1924 : مرگ لنين: رهبر انقلاب بلشويكي روسيه و بنيانگزار حكومت شوراها پس از مرگش موميايي و جسد او به موزه اي در مسكو منتقل شد.

6 اکتبر 1927 : نخستين فيلم ناطق جهان The Jazz Singer توليد و به دوران درخشان سينماي صامت پايان داد.

1928 : الکساندر فلمنيگ کاشف پنیسيلين (نخستين آنتیبيوتيک) در حال كشت دارويي كه انقلابي در پزشكي قرن بيستم ايجاد كرد.

12 مارس 1930 : آغاز راهپیمایی 240 مایلی گاندی برای براندازی استعمارانگلستان . او در مبارزه با سلطه انگليس بر كشورش روش مبارزه منفي را برگزيد و پيروز شد.

1930 آمريكا واعدام سياهان به وسيله سفيدان : این عکس در سال 1930 گرفته شده است و صحنه اعدام غیرقانونی دو سیاه متهم به جنایت را که اصطلاحا «لينچ» نامیده میشد ، نشان میدهد. این دو نفر به وسیله انبوهی از مردم از زندان ایالتی به صورت غیرقانونی و به زور بیرون آورده شدند و بعد از شکنجه به دار آویخته شدند. چهرههای بیتناسب شاد مردم ، منقلبکننده است:

29 سپتامبر 1932 ، طبقه 69 آسمانخراش در حال ساخت GE Building در منهتن نيويورک - پس از ركود بيسابقه اوايل دهه 1930 در آمريكا كارگاههاي ساختماني تعطيل و كارگران بيكار شده در حال استراحت و مطالعه اخبار روز مي باشند.

9 آگوست 1936، برلين: جسی اوونز در ورزشگاهی که هیتلر در آن حضور دارد ، برنده دوی 100 متر المپیک میشود. جسي اوونز سياه پوست در آن سال 4 مدال طلاي خود را از چنگ ورزشكاران آلماني كه به اعتقاد هيتلر نژاد برتر بودند در آورد . در آن روز هيتلر از شدت خشم استاديوم را ترك كرد.

3 مارس 1938 : نخستين چاه نفت عربستان سعودی: كشور باديه نشين عربستان كه جزء فقير ترين كشورهاي جهان به حساب مي آمد پس از اكتشاف نفت به ثروت هنگفتي رسيد.
سپتامبر 1939 : رژه سربازان آلمان نازي در حضور پيشوا در لهستان: سربازان آلماني در مدت يك روز لهستان را به اشغال خود در آوردند و آتش جنگ جهاني دوم را شعله ور ساختند.

7 دسامبر 1941 : حمله به پرل هاربر: خلبانان نيروي هوايي امپراتوري ژاپن با حمله اي برق آسا به ناوگان دريايي آمريكا در پرل هابر (اقيانوس آرام) يورش بردند و علناً باعث ورود آمريكا به جنگ جهاني دوم شدند.

1941 - پرتره وينستون چرچيل : این عکس به وسیله یک عکاس کانادایی هنگامی که چرچیل به اتاوا رفته بود ، گرفته شد. این پرتره یکی از مشهورترین پرترههای جهان است و گفته میشود پرتیراژترین پرتره دنیاست. علاوه بر این ، از این عکس به عنوان روي جلد مجله تایم هم استفاده شد:

1943 سواحل نرماندي فرانسه : وقتی عکس زیر در یک مجله آمریکایی ، جسد سه سرباز کشته شده را به تصویر کشید این سؤال مطرح شد که این سه سرباز در یک ساحل بیگانه چه میکردند و برای چه کشته شدند:
1944 - ساحل اماها ، فرانسه: نيروهاي آمريكايي در حال پياده شدن در ساحل فرانسه تحت اشغال. در اين روز آمريكاييان تلفات سنگيني دادند ولي با پيروزي نهايي روند سقوط آلمان هيتلري و آزادي فرانسه را تسريع بخشيدند.

1945 ژاپن ، برافراشتن پرچم آمريكا در آيوو جيما : این عکس در تاریخ 23 فوریه سال 1945 گرفته شده است. شاید قبل از دوگانه کلينت ايستوود به درستی با این عکس آشنا نبودیم. ولی «پرچم پدران ما» و نسخه ژاپنی این فیلم «نامه هايی از آيوو جيما» کاملا ما را با این عکس آشنا کرد:

1945 آلمان- وقتی کمپ Buchenwald به تصرف نیروهای متفقین درآمد ، فرمانده نیروهایی آمریکایی از دیدن جسدهای بیشمار این کمپ ، آنچنان منقلب شد که دستور داد شهروندان آلمانی را به این کمپ بیاورند تا به چشم خود ببینند که نیروهای میهنشان چه اعمالی انجام دادهاند:

1945 – هيروشيما: سه هفته بعد از انفجار بمب اتمی : آمریکاییها و هر کس دیگری در جهان خبر واقعه را شنیدند و فهمیدند که بمبی قوی هیروشیما را نابود کرده است. ولی تاوقتی که سه هفته بعد عکسهای هوایی از شهر ویرانشده گرفته نشد ، هیچ کس تصور درستی از میزان تخریب نداشت:

1945 - هيروشيما بعد از انفجار بمب اتمی : سرباز ژاپنی در محلی که قبلا سربازخانه در آنجا برپا بوده ، قدم میزند:

اول اکتبر 1949 : مائو تولد جمهوری کمونيستی چين را اعلام میکند: ظهور يك ابرقدرت كمونيست ديگر در آسيا

بر گرفته از یک ایمیل
پی آمد : ترجمه و تلخیص شرح عکسها از دوست بسیار عزیزم علیرضا مجیدی " یک پزشک "
گزارش روز جمعه
روز جمعه ، یعنی همین دیروز به کله مان زد بزنیم بیرون . حالا کجاشو هیش کی نمیدونست . از خونه خارج شدیم و رانده شدیم به تبریز تا هوامون عوض شه . جاتون خالی ، رفتیم شاهگلی سابق و اِل گئلی فعلی . مقداری گشتیم و ناهار خوردیم و عکس گرفتیم و عصری برگشتیم . گفتم شاید بد نباشه یه چن تا عکس از اونجا براتون بذارم که اگر نمیشناسیدش ببینید و اگر میشناسیدش تجدید خاطره فرمایید . گرچه عکسام حرفه ای نیس ولی چه کند بینوا همین دارد . علت دیگه شم ابری و تاریک بودن هوا بود. یه مَثَل ترکی میگه : گلین اوینیانمردی دئیردی یر ایری دی . یعنی تازه عروس نمیتونست برقصه میگفت : جا رقصتان کجه . حالا حکایت عکاسی ماست .
این از جاده ایست که ازش رد شدیم . به کوه مقابل "گوئیجه بل" میگویند

شاه گلی، نه ببخشین اِل گولی و پاییز اش

یک گل از صدها گل موجود در پارک

هتل بین المللی پارس که چسبیده به پارکه و آن گنبد بالاییش یک رستوران گردون است

اینم استخر و یا حوض بزرگ که قابل قایقرانی و تفریح است

نمایی از رستوران و تالار پذیرایی وسط حوض

مجسمه زیبای قرقاولی بر روی درخت
اینم از گلهای رنگارنگ پائیزی داوودیش

اگر هم خواستین از جزئیات این پارک و استخرش و همچنین ابعاد و قس علیهذایش اطلاع یابید بفرمایید اینجا
تقدیم به غباری که رخت خواهد بر بست
از دیرور بعد از ظهر تا امروز صبح فقط با صدای شُرشُر باران ، کارکردم ، شام خوردم ، خوابیدم ، بیدار شدم و حال کردم و صبحانه هم خوردم . باور کنید مقداری هم زیرش دوش گرفتم دیشب . گرچه هوا خنک بود و به سردی هم میگرایید و ترسم از عود عفونتی بود و هست که در وجودم وجود دارد . ولی محتسب شدیم که یک شب که هزار شب نمیشه و دل به باران سپردیم .
گرد و غبار دیگر رخت بر خواهد بست که طراوت پاییزی همه جا را فرا گرفته است . این یک نوید پائیزی میتواند باشد ! نمیتواند ؟
شعر " بگو به باران " از شفیعی کدکنی
پی نوشت: میدانم ترانه دیر باز میشود و سنگین است ولی این دیگر تقصیر من نیست میتوانید صبر کنید و وقت بذارین تا گوش فرا دهید و یا میتوانید آن بالا ضربدر را تقه بزنید و بروید پی کارهای عقب افتاده تان . زنده باشید و مسرور .